تبليغاتX
.::.... روزنما ....::.

.::.... روزنما ....::.

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و هنر

 

پیش گفتار:

انقلاب مشروطه (Constitutional Revolution) در سال 1906م./1285ش. به پیروزی رسید. اگرچه فرمان مشروطه به وسیله ی مظفرالدین شاه به امضاء رسید اما پیش زمینه های این رویداد به دوران ناصری و حتی به سال های جنگ ایران و روسیه می رسید. در این دوران قاجارها کوشیدند که در راستای ایجاد تحولاتی در ایران گام بردارند. تاسیس دارالفنون و مدرسه ی علوم سیاسی در همین راستا صورت پذیرفت.

با روی کار آمدن محمدعلی شاه –نوه ی امیرکبیر و فرزند مظفر الدین شاه- و با حمایت روسیه تزاری از او، بساط حکومت مشروطه و رکن آن - مجلس شورای ملی- برچیده شد. در مقابل تبریزی ها، شمالی ها و همچنین بختیاری ها به کوشش در راه بازگرداندن ِ حکومت مشروطه پرداخته و دمی از ایستادگی در برابر قوای دولتی کوتاه نیامدند. در زمان بست نشستن در سفارت انگلیس و حتی پس از آن سخنانی مبنی بر مستقیم نقش انگلیس در انقلاب مشروطه مطرح شد. به قول احمد کسروی:

در یک جنبشی که هزاران مردان ارجمند و پاک به کوشش برخاستند، و هزاران جوان جان در راه آن باختند، بی خردانی از ناآگاهی این را یک پیش آمد بسیار کوچکی وانموده و چنین می گفتند: «چیزی بود دیگران پیش آورده بودند و خودشان هم برداشتند».

چیزی که بر عمق این توهم افزود شرکت بختیاری ها در تصرف تهران بود؛ بختیاری هایی که در دو زمینه با انگلیسی ها قراردادهای تجاری بسته بودند. از آنجا که بررسی نقش انگلیس در پیروزی مشروطه در حوصله ی این بحث نیست * در ادامه به بررسی رابطه ی انگلیسی ها و بختیاری ها، نقش بختیاری ها در مقابله با استبدادخواهان و تجدید مشروطه و نیز انگیزه های آنان از این اقدام خواهم پرداخت. در نتیجه به رویدادهای سایر مناطق اشاره ای نخواهد شد و تمرکز بر رویدادهایی است که بختیاری ها در آن نقش داشته اند. باید به این نکته نیز اشاره کرد که در نوشتار چندان به جزئیات رویدادها پرداخته نمی شود چراکه در این باره بسیار نوشته اند و گفته اند. بیشتر به بررسی این اطلاعات پرداخته خواهد شد و آوردن برخی رویدادها تنها برای ترسیم شکل ِ کلی اتفاقات روی داده خواهد بود.


پی دی اف این نوشتار را از اینجا  و فایل ورد آن را از اینجا  بارگزاری کنید 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 8  توسط امین تریان  | 

 

مقاله‌ي زير، نوشتاري بسيار گويا و شيوا از روان‌شاد دكتر محمود حسابي - دانشمند بزرگ و فقيد ايراني - است (مندرج در ماه‌نامه‌ي «طلايه»، مهر و آبان 1374، ص 11-7) كه توانايي و قدرت بالا و برتر زبان پارسي را در واژه‌سازي، در مقايسه با بسياري ديگر از زبان‌‌هاي جهان، با شرح و بياني علمي و روش‌مند، به نمايش مي‌گذارد و به دشمنان فرهنگ و هويت اصيل ايراني، پاسخي كوبنده و درهم‌شكننده مي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 15  توسط امین تریان  | 

 

حسینقلی خان پسر بزرگ جعفرقلی خان ِ زراسوند و بی بی شاه پسند در حدود ِ 1199ش. / 1820م. در چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد.

جعفرقلی خان ِ زراسوند در سال 1215ش. / 1836 م. در جنگ با جعفرقلی خان ِ بهداروند کشته شد. بدین ترتیب سرپرستی حسینقلی خان و برادرانش (دو برادر تنی به نام های امام قلی و مصطفی قلی و یک برادر ناتنی به نام رضا قلی) را عمویشان کلبعلی خان برعهده گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 1  توسط امین تریان  | 

از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان سرو خميده
در سايه گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من در غمشان جامه دريده
چه كج رفتارى اى چرخ! چه بدكردارى اى چرخ!
سر كين دارى اى چرخ!
نه دين دارى نه آيين دارى (نه آيين دارى) اى چرخ!
از اشك همه روى زمين زير و زبر كن
مشتى گرت از خاك وطن هست به سر كن
غيرت كن و انديشه ايام بتر كن
اندر جلو تير عدو سينه سپر كن
چه كج رفتارى اى چرخ! چه بد كردارى اى چرخ!
سر كين دارى اى چرخ!
نه دين دارى نه آيين دارى (نه آيين دارى) اى چرخ!
از دست عدو ناله من از سردرد است
انديشه هر آن كس كند از مرگ نه مرد است
جانبازى عشاق نه چون بازى نرد است
مردى اگرت هست كنون وقت نبرد است
چه كج رفتارى اى چرخ! چه بدكردارى اى چرخ!
سر كين دارچرخ!
ى اى نه دين دارى نه آيين دارى (نه آيين دارى) اى چرخ!


عارف قزوينی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 16  توسط امین تریان  | 

رمز نخست :

« نماد انسان كامل »

در وجود انسان پنج چيز پنهان است و چهارمي بئوذ Bauzo به معني « بو» است و اين بو كه از هر انساني به مشام ميرسد چگونگي نير و هاي نهاني او را بيان مي كند اگر ان نيروهاي اهورايي باشد بوي برخاسته از او چنان دلنشين است كه گويي نسيم خلد آن را از گلهاي بهشت به همراه است و اگر اهريمني باشد قطعاً دل آزار خواهد بود . انسان وقتي به تكامل دست يافت معمولاً پير شده است. ولي حتي بوي كلام او هم زيبا و دل نشين است و ميتوان وجود فر ايزدي در و جود آن پير احساس كرد . مجموع اين حالات «زيبايي» نام دارد و انسان در برابر زيبايي كه برترين نماد آن «پير» است احساس محبت و احترام مي كند و شناخت مفهوم زيباي او را ياري مي كند كه خود نيز به مقام پيري برسد و زيبايي در مفهوم مطلق ان « خالق هنر » است تعريف امروزين زيبايي اين است : « زيبايي عبارت است از تجلي روح در جسم يا فكر در ماده يا به عبارتي كلي تر زندگي وسيع و آزاد و منظم كه در شكلي محسوس تجلي پيدا كند .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 14  توسط بهروز اشرافی  |